ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

فرصت یا تهدید ؟

رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در: کرسی های آزاد اندیشی

فرصت یا تهدید ؟



حامد نیک حالت

مقطع دکتری عمران- امپریال کالج لندن

موفقیت و پایداری هر نظام سیاسی در آنست که شهروندانش از وجود آن رژیم حمایت و خواستار اداره امورشان توسط آن نظام باشند. هر اجتماعی قابل طبقه بندی است. این طبقه بندی از مناظر مختلف و با توجه با فاکتورهایی مثل ثروت، سطح آموزش، باور های دینی و غیرو قابل انجام است. این دسته بندی ها به شناخت طبقات موجود در اجتماع منجر می شود. روشن است که هر طبقه ای خواص، ویژگی ها و خواست های خود را دارد. در نتیجه ی این شناخت اجتماع قابل تحلیل می شود.



گروه های سیاسی فعال در هر نظام سیاسی اهداف و خواست های مختلفی را (در چارچوب نظام موجود) دنبال می کنند. طبقات اجتماعی به تناسب همپوشانی ای که بین خواست های طبقه و گروه های سیاسی به وجود می آید از گروه ها (به طور مثال در انتخابات) حمایت می کنند. از این منظر گروه های سیاسی به مرور زمان در بین طبقات دارای پایگاه می شوند، یعنی به طور مثال در ایالات متحده جامعه رنگین پوستان و مهاجرین در حالت عمومی از حزب دموکرات حمایت می کند.



در ایران نیز همین قواعد و قوانین در حمایت از گروه های سیاسی برقرار است؛ به طور مثال حزب مشارکت و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی (هر دو این تشکل ها نماینده طیف رادیکال جریان سیاسی مطبوع خود هستند) هر کدام طبقات خاص حامی خود را دارند. حزب مشارکت در میان طبقه متوسط تحصیل کرده مستقر در شهرهای بزرگ با وعده آزادی های اجتماعی پایگاه دارد، حال آنکه تشکلی مثل جمعیت ایثارگران و چهره شاخص آنها دکتر محمود احمدی نژاد با وعده عدالت اقتصادی در میان طبقات فرودست حامیانی دارد.



حال فرض کنیم که گروه سیاسی خاصی از چارچوب نظام حاکم خارج شود، روشن است که نظام سیاسی نمی تواند اجازه ادامه فعالیت به آن گروه را بدهد. سوالی که اینجا مطرح می شود آنست که فرآیند متوقف کردن فعالیت آن گروه چگونه باید باشد؟ آیا می توان فعالیت آن گروه را ناگهانی متوقف کرد؟ عکس العمل حامیان آن گروه سیاسی چه خواهد بود؟



اصل اول حیات هر نظام سیاسی، همانطور که پیش از این هم گفته شد، حفظ حمایت شهروندانش از آن نظام سیاسی است. متوقف کردن فعالیت هر گروه سیاسی به طور ناگهانی باعث رنجش حامیانش و چه بسا بریدن آنها از نظام حاکم شود، بخصوص اگر فضای سیاسی ملتهب بوده و گروه سیاسی متخلف با استفاده از فضای موجود به پنهان کردن انگیزه های حقیقی خود پرداخته و نظام حاکم را به عدم تحمل افکار متفاوت متهم کند.



راه عقلانی مقابله با گروه های خارج شده از چارچوب نظام سیاسی، جایگزین کردن این گروه ها با گروه های آلترناتیو درون نظام حاکم است به قسمی که گروه جدید خواسته های طبقات اجتماعی حامی گروه متخلف را فراهم کند. بدین ترتیب به مرور زمان حامیان گروه متخلف به سمت گروه جدید که با هزینه های کمتر خواست های آنها را برآورده می کند متمایل می شوند. در نتیجه این فرآیند گروه متخلف فرصت سوء استفاده از فضای ملتهب موجود را از دست می دهد، به مرور ایزوله و در نهایت مضمحل می شود؛ همچنین نظام حاکم پایگاه اجتماعی خود را حفظ کرده و از بی نظمی مقطعی نیز جلوگیری می کند.



در نتیجه اتفاقات قبل از انتخابات عملا اصلاح طلبان تندرو، مجبور به حمایت از مهندس موسوی و همراهان او شده بودند. فضا طوری رقم خورده بود که بازی مناسب نظام می توانست مهندس موسوی را جایگزین اصلاح طلبان تندرو در اذهان حامیان شان کند و فرصت مناسب برای مقابله با تندروها را برای حکومت محیا کند. اما برخی عملکردهای شتاب زده و فشار وارده از طرف حاکمیت، باعث نزدیکی و یگانگی کل جریان معترض شد. بدین ترتیب اکنون تندروها و ساختار شکنان در میان جمع معترضان موضع گرفتند و کار را برای حاکمیت در تفکیک و مواجهه با آنان مشکل و پیچیده کرده اند.

---------------------------------------------------------------------

مقالات بیانگر نظرات نویسندگان محترم است و مواضع اتحادیه را منعکس نمی کند.

مشاهده 713 مرتبه