ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.
چاپ این صفحه

کاشفیت و تولید علم

رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در: کرسی های آزاد اندیشی

کاشفیت و تولید علم

حجت الاسلام والمسلمین دکتر پارسانیا



1- کاشفیت علم



دیدگاه‎‎هایی که برای علم ارزش شناختاری قائل هستند و از علم حکایت حقیقت و واقعیت را انتظار دارند، دیدگاه‎‎هایی هستند که کاشفیت را یعنی کشف از حقیقت را خصیصه علم میدانند، در این نگاه حقیقت علم، با کاشفیت قرین و همراه است. حیثیت التفاتی علم، حیثیت کشف آن است. علم همواره بهسوی معلوم راه مینماید، و علمی که نظر به معلومی نداشته باشد و عاری از هرنوع حکایت باشد، هرگز تحقق نخواهد داشت.



بر این اساس، اشکال و اشتباه برای عالم هنگامی پیش میآید که در آنچه مییابد، تصرف کند. تصرف ناشایست گاه به تقابل در برابر چیزی مي‌انجامد که با علم ظاهر شده است، مثل سائلی که درخواست عذاب کرد: سأل سائل بعذاب واقع و گفت اگر راست است که او پیامبر است، پس عذابی بر من واقع شود، مثل اینکه سنگی از آسمان بر سر او فرود آید و گاه نیز به کاستن و افزودن بر چیزی است که معلوم شده است.



هر علمی به معلوم خود راه میبرد و بیش از آنچه مینماید، نمیگوید. آدمی در فرآیند تعلیم باید گوش شنوا و قلبی فراگیر داشته باشد و در آنچه مییابد، نه بیفزاید و نه بکاهد.



گزارهای را که به حمل اولی سخن میگوید، در همان حد بپذیرد، و از آن انتظار اخبار به حمل شایع نداشته باشد. مثلا اگر درمییابد که مثلث دارای سه ضلع است و یا مجموعه زوایای مثلث 180 درجه است، بر این یافته نیفزاید که پس مثلثی در خارج وجود دارد، و یا آنکه مثلثی در خارج نیست، و بر همین قیاس از گزارهای که به حمل شایع ضرورت صدق دارد، چیزی نکاهد و حکایت آن از حقیقت و واقعیت را بیجهت به تعلیق درنیاورد. مثل این گزاره که واقعیتی هست، زیرا خبر از اصل واقعیت به حمل شایع صادق است، آن هم با ضرورت ازلیه. اگر به ضرورت این گزاره گوش سپرده شود، دانسته میشود محکی آن جز واقعیتی نامحدود نیست که: «معروف عندکل جاهل» هر جاهل به آن علم دارد. بلکه معرفت او آغاز همه معارف است: اول العلم معرفه الجبار.



رئالیستهای خام بیجهت بر بسیاری از مفاهیمی که مییابند، میافزایند و از واقعی و عینی بودن یافته‎‎های خود خبر میدهند و از این جهت مورد نقد شکاکانی چون هیوم و کانت قرار میگیرند و شکاکان از یافته‎‎هایی که دارند به غفلت میگذرند و پدیدارشناسانی چون هوسرل واقعیتی را که از یافتن آن گریز نداری، بیجهت به تعلیق میسپارند.



2- تولید علم



دیدگاه‎‎هایی که ارزش شناختاری برای علم قائل نیستند، ناگزیر نگاهی ابزاری به علم خواهند داشت. در این نگاه، علم چیزی فراتر از تولید بشری برای رسیدن به اهداف و اغراضی نیست که فراسوی معرفت علمی قرار میگیرند. رویکرد تولیدی به علم، در بحث از نسبت اراده و علم بهسوی تقدم اراده به علم گام برمیدارد.



تفسیر پوزیتیویستی از علم با آنکه نگاه شناختاری به علم را در نازلترین مرتبه آن، یعنی علوم طبیعی همچنان حفظ کرده است و در نتیجه وظیفه علم را در محدوده دانش تجربی گوش سپردن به حقیقت میداند، ولکن معرفت علمی را در خدمت ارزشها، هنجارها و آرمانهایی میبیند که در حاشیه امیال آدمی پدید میآیند و هرگز در معرض داوری علمی قرار نمیگیرند و به همین دلیل، تفسیر پوزیتیویستی علم بهسوی نگاه ابزاری به علم گام برمیدارد.



تفسیرهای بعد تجربی از علم و رویکرد‎‎های پسامدرن و همچنین تبیین پراگماتیستی از معرفت علمی، جنبه شناختاری و کاشفیت دانش علمی را بهطور کامل نفی میکنند و معرفت علمی را صرفا تولیدی انسانی در متن زندگی دنیوی و اینجهانی میدانند.



در این تفاسیر فاصله معرفت علمی از دیگر معارف بشری، نظیر شعر، خطابه، رمان، اسطوره و مانند آن کم و کمتر میشود؛ یعنی جنبه حکایت و هدایت علم بهسوی حقیقت، بهعنوان امری غیرواقعی و تبعی دیده میشود، و بر این اساس، جنبه شناختاری معرفت علمی امری تبعی و غیرحقیقی است و شناخت علمی باید نظیر دیگر شناخت‎‎های بشری براساس کارکردها، آثار و پیامدهای انسانی و اجتماعی، رمزگشایی شود. یعنی شناخت علمی معرفتی نیست که عهدهدار کشف حقیقت و بیان واقعیت باشد. بلکه معرفتی است که به قصد تسلط بر طبیعت، یا مشارکت فعال در زندگی و حیات انسانی تولید میشود.



در این نگاه، شناخت علمی بهجای آنکه در قیاس با جهان واقع و نفسالامر حقایق، سنجیده شود، در ارتباط با فرهنگ و شناخت عمومی بشر و در تعامل با آن، معنا پیدا میکند. بر این مبنا، دانش‎‎هایی که جهت تبیین ابعاد شناختاری علم؛ اصول، مبادی و روش وصول به حقیقت را جستوجو میکنند، نظیر مباحث متافیزیکی شناخت، اپیستمولوژی و معرفتشناسی و یا فلسفه علم، اعتبار خود را از دست میدهند و جای خود را به علومی نظیر جامعهشناسی علم میسپارند، زیرا جامعهشناسی علم، زمینه‎‎های تاریخی و اجتماعی معرفت علمی را جستوجو کرده و تعامل و ارتباط آن را با شناخت عمومی و دیگر ابعاد فرهنگی و اجتماعی تبیین میکند.



با آنکه کاربرد تولید علم، با رویکرد ابزاری معرفت علمی، و خصوصا تفسیرهای پسامدرن کاربردی مقبول و رایج است، جای این پرسش باقی است که: آیا علم را با نظر به کاشفیت آن، میتوان تولید بشری انسانی و یا اجتماعی دانست؟ و آیا استفاده از این واژه بهمعنای دعوت کردن مخاطبان به تاخت و تاز در مسیر سرزمینی نیست که آفتاب حقیقت دیرزمانی است که در آن غروب کرده؟



3- قلمرو تولید



به نظر میرسد با تحفظ بر کاشفیت علم، میتوان علم را به حسب برخی از مراتب و مقامات آن و از برخی جهات، تولیدی بشری، انسانی دانست. حقیقت آنگاه که از متن ذات خود نزول کرده و به خانه وجود انسان وارد میشود و در هنگامی که از مسیر وجود انسانی در قلمرو حیات اجتماعی به فهم مشترک و عمومی بشر راه مییابد، گرچه به اعتبار مبداء نزول، و مبداء فاعلی خویش همواره چهرهای الهی و آسمانی دارد، ولکن به اعتبار علل و زمینه‎‎های قابلی و مادی خود، صورتی بشری، تاریخی پیدا میکند؛ به همین اعتبار نیز میتواند تولید بشری دانسته شود.



متن حقیقت، همان جهان نخستینی است که قصد کشف و دریافت آن را دارد. این جهان گرچه در یک نگاه ماتریالیستی عالم طبیعت است، ولکن در نگاه دینی و الهی، دارای لایه‎‎ها و سطوح مختلف است، و عمیقترین لایه آن، علم ذاتی حق است که در نزد اهل عرفان، مشتمل بر اعیان ثابته همه امور است. در حکمت متعالیه، از باب انطواء کثرت در وحدت در مرتبه ذات احدی مستقر است. حقیقت اشیاء در حکمت اشراق صور عقلی آن‎‎هاست که با عنوان مثل یاد میشود. در حکمت مشاء، حقیقت نخستین اشیاء در علم عنایی حضرت حق مستقر است که متأخر از ذات الهی بوده و مقدم بر صور عقلی و مادی آن‎‎هاست.



هیچ یک از مبانی فوق، مانع از این نمیشود که حقیقت در قلمرو دانش بشری و فهم اجتماعی و تاریخی آن، تعینی انسانی پیدا کند و به همین لحاظ، تولید بشری باشد.



افلاطون با آنکه مثل را حقایق ازلی و ابدی میدانست و فهم بشر را حاصل مواجهه آدمی با مثل میخواند و وصول به آن حقایق را نتیجه تلاش و کار انسان میدانست. دیالکتیک افلاطون بر خلاف دیالکتيك هگل، مربوط به عالم نخست، یعنی عالم حقیقت نیست، بلکه مربوط به نفس آدمی است، نفس آدمی برای وصول به حقیقت باید تلاش کند. گفتوگو بخشی از تلاش نفس برای وصول به حقیقت است. انسان در گفتوگوهای علمی، حقیقت را تولید نمیکند، حقیقت، سرایی آراسته است. هوا و هوس و تعلقات دنیوی، گردی برخاسته است. آدمی برای وصول به حقیقت باید موانع را برطرف سازد و با دیالکتیک و گفتوگوی علمی شرایط را جهت تولد حقیقت، در عرصه نفس عالم، فراهم میآورد. سقراط به همین دلیل، تعلیم خود را بهکار مادرخویش، یعنی مامایی تشبیه میکرد، ماما، فرزند را ایجاد نمیکند، بلکه شرایط تولد فرزند را آماده میسازد و به همین دلیل، او را قابله میگویند. قابل، علت اعدادی و قابلی است و نه علت فاعلی و حقیقی.



در نگاه عرفانی نیز نقش قابلی نفس برای دریافت تجلیات علمی حق، تا قبل از قرب نوافل و فرائض باقی است. در مراتب قرب فرائض که مراتب ولایت است، به دلیل فنای نفس نقش اعدادی آن منتفی میشود، ولکن در این مقام نیز علل اعدادی نابود نمیشوند، هر یک از اسما و صفات الهی زمینهساز تجلیات بعدی میشود.



4- تولید اجتماعی



کار و کوشش بشری تنها سبب تولد و یا تولید علم در عرصه نفس و جان عالم نیست، بلکه زمینه ورود معرفت به عرصه زندگی و حیات اجتماعی نیز هست.



تجلی علم در عرصه نفس آدمی نیازمند به معدات و علل قابلی است، نظیر فراهم آوردن کبری و صغری که به تعبیر حکیم سبزواری علت اعدادی نتیجه هستند، زیرا افافه صور در همه حال از ناحیه حق سبحانه و تعالی است.



ورود معرفت علمی در قلمرو فرهنگ، و حضور ترویجی آن در عرصه شناخت عمومی، بدون شک نیازمند به سازوکارها، سازمانها و نهادهای اجتماعی مربوط به خود است، هر نظام و ساختار اجتماعی و هر شناخت عمومیای، اجازه حضور و ورود شناخت علمی را به عرصه حیات و زندگی اجتماعی نمیدهد. برخی از باورها، ارزشها، هنجارها و نهادها، هیچ نوع معرفت علمی را برنمیتابند. و جوامعی که امکان حضور و گسترش معرفت علمی را فراهم آورند با همه سطوح، لایه‎‎ها و ابعاد معرفت علمی، هرگز نمیتوانند نسبتی یکسان داشته باشند. بلکه همواره افقهایی را مناسب با نیازها، زمینه‎‎ها و اقتضای تاریخی خود، بر روی دانش و معرفت علمی میگشایند.



نقشی را که ساختارهای اجتماعی، برای حضور و گسترش معرفت علمی دارند، و همچنین نقشی را که فرد از طریق تکوینی ساختار‎‎ها و نهادهای مختلف جهت این مهم ایفا میکند، نقشی اعدادی است. این نقش با آنکه، استناد تولید علم به فرد و جامعه را ممکن میسازد، به انکار کاشفیت علم و نفی علت فاعلی و ایجابی و حقیقتی علم منجر نمیشود.

---------------------------------------------------------------------

مقالات بیانگر نظرات نویسندگان محترم است و مواضع اتحادیه را منعکس نمی کند.



مشاهده 2079 مرتبه