ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

بیانیه در خصوص مسائل اخیر سیاسی داخلی و خارجی کشور

رای دادن به این مورد
(14 رای)
منتشر شده در: مواضع

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بیانیه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا در خصوص مسائل اخیر سیاسی داخلی و خارجی کشور

والعصر،

و همانا در زمان بسیار حساسی بسر می بریم که دنیا آبستن بایدها و شایدهای بسیاریست. امروز دنیا درگیر وحشیگری های عیانِ جاهلانه تکفیریون از یکسو و جاه طلبی و ددمنشی پنهانِ قدرتهای مستبد مادی از سوی دیگر است. به تعبیر امام خامنه ای، این دو گرچه ظاهری متفاوت دارند ولی مقاصدی مشابه را دنبال می کنند. اما این همه، فرصتی استثنایی برای جمهوری اسلامی ایران در هندسه ی زمان و مکان و بلکه در قاموس تاریخ بشری ایجاد کرده است؛ تا بسیاری از نگاههای امیدوارانه ی دوستان و حسودانه ی دشمنان به آن دوخته شود. گویا که جهان ناگزیر شده بشنود ندای حقیقتی را که سالها پیش انقلاب اسلامی در جهان طنین انداز کرده است. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا بعنوان فرزاندان ملت سرافراز ایران در بطنِ جوامع غربی و محشور با اقشار مختلف مردمان این سرزمین، برخود فرض میداند  با همان مشیِ دانشجویی-آرمانگرایانه و نه محافظه کارانه نکاتی را درخصوص سیاست داخلی کشور در این شرایط حساس بیرونی و زیر این نگاههایِ خیره، به سمع و نظر ملت عزیز بویژه جامعه دانشگاهی محترم برساند. این بیانیه در سه بند تنظیم شده که عصاره ی آنها توجه به اوضاع سیاسی کشور، ظرفیت نخبگان سیاسی کشور و مقایسه آن با تراز انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی است. ما دانشجویان مشغول به تحصیل در کشورهای مختلف اروپایی ضمن تقدیر از تلاشهای بی شائبه در قوای مجریّه و مقنّنه، متاسفانه از تنزّل ترازِ سیاسی کشور از یک نگاهِ جامع نگر و چشم انداز محور، به یک نوع جزیی نگریِ سیاست و منفعت زده نگرانیم و این نگرانی را از اثرات کنش های سیاست داخلی بر بطنِ جوامع غربی حس کرده و متذکر می شویم.

 

بند اول:

مذاکرات هسته ای: یک نمایش قابل قبول از ظرفیتِ سیاستِ بین المللِ مبتنیِ بر تفکر انقلاب اسلامی

علی رغم انتقادهای مختلف به این مقوله که براساس یک نگاه داخلی شاید موجه هم بنماید، ولی نَفس مذاکرات و نحوه ی اجرای آن از مجاری مختلف سیاسی داخلی یک جلوه ی مثبت و قابل قبولی از ظرفیت تفکر انقلاب اسلامی در ورطه ی سیاست بین الملل ایجاد کرده است. این در وهله اول مرهون توجه رهبری معظم امام خامنه ای به این امر می باشد. اینکه حکومتی برخاسته از تفکر اسلام ناب توانسته سلیقه های مختلف سیاسی را -در یک چهارچوبی از خطوط قرمز مشخص- برای پیشبرد یک هدف مشترک جمع نماید، یک دستآورد و بلوغِ سیاسی بزرگ است که باید ارج نهاده شود. این نگاه، فارغ از نتیجه ی مذاکرات و تنها در افق فراملی است. بنابراین شایسته است موافقان و مخالفان این ارزشِ جامع را مد نظر قرار داده و در لوای منافع ملی، اختلاف سلیقه ها را بپذیرند و این دستاورد بزرگ را با بدگویی از رقیب پیش دشمن یا توهین و اظهارنظرهای غیرمنطقی در محافل داخلی، کمرنگ نکنند؛ بلکه با افتخار این ظرفیت بزرگ تفکرِ انقلابی را به دنیا معرفی کنند. دنیا تشنه ی دانستن اینچنین ظرفیتهای چندبُعدیست.

 

بند دوم:

مساله تعیین وزیر علوم تحقیقات و فناوری: یک نمایش ضعیف از ظرفیتِ سیاست داخلی

اینجا قصد یافتن مقصر در این مساله را نداریم و وظیفه ی خود نیز نمیدانیم ولی تذکر آنچه از ماحصل این دعوای داخلی در چشمان بیرونی نقش می بندد را حسَب وظیفه به سمع می رسانیم. این مساله از ابتدا رنگ و بوی سیاسی بخود گرفته بود طوری که بوی آن حتی در محافل اروپایی نیز استشمام می شد و هر انسان با بصیرتی آن را درک می کرد. ولی متاسفانه بجای اتّخاذ یک رفتار منطقیِ تنش زدا، عملکردها به سمت جزیی نگری ها و سهم خواهی های سیاسی از این جایگاه وزارتی پیش رفت. و امروز بعداز این همه فراز و نشیب دوباره به نقطه ی اول بازگشته: یعنی همان که می توانست روز اول باشد. در این مساله بوضوح نشان داده شد که قوای محترم مجریه و مقننه نتوانستند از "ظرفیت قانون اساسی" برای حل یک مساله معمولی استفاده کنند و این یعنی "سقوط تراز سیاست داخلی". مسئول مستقیم این اتفاق قطعاً نخبگان سیاسی هستند و باید در پیشگاه ملتی که روزی به آنها در جایگاههای مختلف اجرایی یا تقنینی اعتماد کرده اند پاسخگو باشند. فدا کردن آبرویی که با هزاران خون دل ایجاد شده و امروز چشم جهانیان را به خود معطوف کرده، به "ثَمنِ بخسِ منفعتِ سیاسی" فروختن و پشت الفاظ کنایه آمیز و اصطلاحات سیاسی پنهان شدن به هیچ وجه قابل قبول نیست.

این رفتارها در شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی نبوده و نیست. بعداز گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی و تجربه ی بادهای گرم و سرد بسیاری، فهم مفاهیم "گذشت سیاسی" و "تعامل درون نظام" در زیر سایه ی "منفعت ملی" نباید برای مسئولین ما آنچنان سخت باشد که امروز در ورای مرزها، بجای شنیده شدن حرفهای اصلی انقلاب، بگومگوهای داخلی نُقل محافل شود. این اصول را سیاستمداران خداناباورِ غربی هم می دانند ولی افسوس که امروز بزرگان سیاسی خداباور ما یکی از بهترین و موثرترین وزارتخانه ها را قربانی بازی های جناحی کردند و اجازه دادند ماهها بی وزیری اتفاقات تلخی را در این وزارتخانه رقم بزند.

با معرفی وزیر جدید این مساله بحمدلله تمام شد؛ ولی برهمگان لازم است از ابتدا و بدون هیچ پیش قضاوتی عملکرد دو قوّه محترم را در این مهم به دقت بررسی کنند تا حد و اندازه ی هریک در هندسه ی سیاست داخلی معلوم شود. این یک امتحان مهمّی بود که متاسفانه آسیب ها و ضعف های بزرگی را در گفتمان های مدّعیِ فهمِ انقلاب اسلامی روشن کرد و خوشبختانه خلاء یک گفتمان جامع متّکی بر مفاهیمِ نابِ انقلاب را بیش از پیش روشن تر نمود. این گفتمان باید قبل از هرچیز یک نگاه جهانی حتی در سیاست های داخلی داشته باشد تا دچار این خُردنگری ها و بازی های کودکانه ی سیاسی نشود و نفَس جریان علمی کشور را در یکی از برهه های حسّاس تاریخی نگیرد.

 

بند سوم:

طرح مساله ی بورسیه های غیرقانونی: بازی کثیف سیاسی در ساحت علم و پژوهش

متاسفانه عدم نگاه فراسیاسی و درک صحیح از اوضاع حساس کنونی و تمرکز بر منافع حزبی و گذرا سبب شد که یک مساله در حدّ مدیرکلی یک معاونت وزارت خانه، به مقیاس ملی و بین المللی کشانده شود تا سودجویان انبان سیاسی خود را به قیمت هتکِ حرمت انسانی و علمی بیش از سه هزار و هفتصد نخبه ی علمی کشور فربه کنند. سطحی نگری سیاسی و بازی با آبروی دیگران تا به آن حد رسید که این مساله داخلی به میان شبکه های تلوزیونی اروپایی کشیده شود تا کشوری که تا همین اخیر رشد علمی اش آن را در کانون توجّهات جوامع علمی قرار داده بود، به یکباره صاحب "سه هزار بورسیه افراطی بی سواد" معرفی شود. واقعا کدام منطق عقلی، ملی و شرعی می پذیرد که چنین رفتار دور از شأنی با حثیت علمی کشور بشود و کدامین انسان آزاده ای در برابر این ظلم زبان به دهان می گیرد؟ نه تنها ظلم به هزاران دانشجو و هیات علمی بلکه به اعتبار علمی کشور که با تلاش شبانه روزی جامعه ی دانشگاهی فراهم شده است.

آیا غیر از این است که خرده بین های سیاست زده، تحمل حضور سلیقه ای متفاوت در فضای دانشگاه را نداشته اند و از شکسته شدن اسلوب غربگرایانه در دانشگاهها نگران شده بودند و از طرفی نمی توانستند دستاوردهای علمی این قشر را انکار کنند و  از اینرو در هیبت الفاظ فرافکنانه به فکر لجنمال کردن آبروی آنها افتادند؟ و صد افسوس که در غفلت و بی توجّهی مسئولین مربوطه -که هرکدام دامن خود را عقب میکشد- این حربه ی شوم در حال کارگر افتادن است. تا دیروز بورسیه بودن یکی از افتخارات بود ولی امروز سند تحقیر و مایه تمسخر کارکنان دانشگاه قرار گرفتن. آیا کسی جوابگوی این هتک حرمت که تنها به اختلاف سلیقه ی افراد حاضر در وزارت علوم و دولت قبل برمی گردد و آن را می توان "آیین نامه بازی" نامید، خواهد بود؟ با این منطق ضعیف شاید لازم باشد بررسی کنیم که چند هزار "دانشجوی شهید غیرقانونی" نیز داریم چرا که آقای دانش آشتیانی در جلسه دفاع خود فرمودند در زمان جنگ در آیین نامه های وزارت تحت امرشان دستبرده اند تا دانشجویان راحتر در جبهه حاضر شوند! آیا آن دانشجویان هم غیرقانونی اعزام شده اند و باید خانواده هایشان حقوق مزایای متعلّقه را پس بدهند؟ اگر تغییر آیین نامه جزء اختیارات وزارت خانه هاست پس چرا بعلت عقده گشایی عده ای، این همه انرژی مملکت و فضای دانشگاهی را سر این مساله تلف کردند؟ بهتر است بجای سوءاستفاده از قدرتی که برخی از "بدِ حادثه" به کف آورده اند، کارنامه علمی دانشجویان بورسیه این دوره مورد توجه قرار بگیرد و با تراز علمی کشور مقایسه شود نه اینکه از جنجالهای سیاسی برای داخل کردن سلیقه ی سیاسی در ساحتِ دانشگاهی سود جسته شود.

از مسئولین محترم مربوطه در هرسه قوّه تقاضا داریم در برابر این مساله که سبب شده جریان با نشاط و روحیه ی جهادِ علمی در بخش مهمی از نخبگان کشور تبدیل به نگرانی، بی تکلیفی و تلاش برای رفع اتهام از گناهِ نکرده شود و اعتبار علمی نظام جمهوری اسلامی را خدشه دار نموده، سکوت اختیار نکنند و ظرفیت های قانونی خود برای احقاق حقوق این عزیزان و بازگرداندن اعتبار به وزارت علوم را فعال نمایند که در غیر اینصورت در پیشگاه خداوند متعال باید پاسخگوی این ظلم بیّنه باشند.

 

لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا

خداوند علنى كردن سخن در باره‏ى بدى [ديگران‏] را دوست ندارد مگر كسى كه بر او ستم رفته باشد، و خداوند شنواى داناست.

 

مشاهده 7243 مرتبه