ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

بیانیه در خصوص عدم صدور روادید برای نماینده ی ایران در سازمان ملل

رای دادن به این مورد
(12 رای)
منتشر شده در: مواضع

 

بسمه تعالی

 

انّما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثمّ لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون

 (سوره ی مبارکه حجرات. آیه ی 15)

 

در میان حوادث سرنوشت سازی که این روزها در عرصه ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران رخ می دهد، عدم صدور روادید توسط دولت آمریکا برای نماینده ی ایران در سازمان ملل، نشانگر واقعیت تلخ و عبرت آموزی ست که می توان از چند جنبه به آن نگریست:

 

نگاه اول)

این واقعه سندی آشکار بر موضع خصمانه، غیر منطقی و ظالمانه ی دولت آمریکا ست که بی شرمانه قوانین بین المللی و معاهدات ش را زیر پا می گذارد. دولت آمریکا، طبق  توافق سال 1946 متضمن شده ست که مستقل از روابط خود با دولت های عضو سازمان ملل، نسبت به صدور روادید برای نماینده ی آن ها اقدام نماید. حال آنکه امروز وقیحانه ازین اهرم استفاده می کند تا صدای مخالفین سیاست های ظالمانه ش را در جهان خاموش سازد.

بهانه ی آمریکایی ها برای این اقدام، حضور نماینده ی ایران در جمع دانشجویان پیرو خط امام ست که در اشغال لانه ی جاسوسی آمریکا در سال 1358 شرکت داشته اند. گرچه حتی این ادّعا نیز از سوی نماینده ی ایران تکذیب شده ست، ولی منصفانه که بنگریم، آیا لقب تروریست و جنایتکار شایسته ی کسی ست که در یک کشور مظلوم، دفتر جاسوسی و شنود و چپاول به پا می کند، یا دانشجوی بی گناهی که در یک اقدام نمادین بی آنکه به احدی آسیب برساند، نسبت به تعطیلی این دفتر اقدام می کند؟ همین اواخر بود که دولت آمریکا رسما اذعان کرد که سفارتخانه ش در آلمان، جاسوسی وسیعی را در سطح حساس ترین مسائل این کشور می کرده ست. همین واقعه، اثبات مطلبی ست که دانشجویان ما سی سال پیش آن را رصد کرده بودند. امروز، آن دانشجوی مظلوم آرمانخواه از حضور در جمع جهانی نهی می شود ولی فجایع روزافزون دولت مستکبر و ظالم آمریکا در سکوت ظالمانه ی سازمان ملل سپری می شود. به قول شیخ اجل سعدی: چه حرامزاده مردمانند که سگ را گشاده اند و سنگ را بسته  ..

 

نگاه دوم)

جنبه ی دیگر این موضوع، بی تدبیری دولت تدبیر و امید در انتصاب نماینده ایران در سازمان ملل ست. علیرغم اینکه پیش ازین، ناصحان دولت پوشیده نسبت به این انتصاب هشدار داده بودند و عواقب این موضوع را متذکّر شده بوند، متاسفانه اولویت های جناحی و  تقسیم کردن پست ها بر اساس خط و ربط های سیاسی، باعث به وجود آمدن تنشی کاملا بی دلیل شده ست. غافلگیری وزارت خارجه در این مورد نیز به خوبی نشان می دهد که بعضی مسئولین علیرغم ژست های حسابگرانه، در محاسبه ی رفتار آمریکا دچار سهل انگاری و خطای دید هستند. همین موضوع، زنگ خطری برای نتایج مذاکرات ژنو ست که ان شاء الله، نادیده گرفتن نظر ناصحان و صاحب نظران، نتیجه ای چون این تصمیم نداشته باشد.

امروز اگر اصرار نسبت به این انتصاب باعث اعمال محدودیت بر فعالیت نماینده ی ایران در سازمان ملل شود، حضور و تاثیرگذاری کشورمان در سازمان ملل تا مدّتی با ناهمواریی هایی همراه خواهد بود. آن روی سکّه هم، اگر نسبت به تعویض نماینده ی پیشنهادی اقدام شود، چه کسی پاسخ گوی عزّت، استقلال و آبروی ملّت ایران ست؟

 

نگاه سوم)

مطالعه ی تاریخ مبارزان راه آزادی و استقلال کشورها به وضوح نشان می دهد که آنها که میان راه دست از مبارزه کشیده اند به چه سرنوشت شومی گرفتار آمده اند. یک نمونه ی بارز آن، یاسر عرفات بود، وقتی اولین بار در اجلاس سال 1974 سازمان ملل  نظام سلطه را اینچنین تهدید کرده بود که " من امروز با شاخه ای زیتون در دست و با تفنگ انقلابی در دست دیگر اینجا آمده ام. کاری نکنید که شاخه ی زیتون را کنار بگذارم ".  قدرت موضع انقلابی آن روز تشکیلات خودگران باعث شد که وقتی آمریکا اجازه ی ورود عرفات به خاک این کشور را نداد، سازمان ملل اجلاس خود را سال 1988 در اقدامی کم سابقه در ژنو برگزار کند. سال ها بعد امّا، وقتی یاسر عرفات کم آورد و مسامحه کرد و به جای شاخه ی زیتون، دست انقلابی خود را زمین نهاد، به جای ملاطفت، او را زبون به کناری نهادند.

روی سخن ما، با آن دسته از انقلابیونی ست که امروز از گذشته ی انقلابی خود فاصله گرفته اند و حالا صلاح کار را در چانه زنی و مسامحه با قدرت های استعماری می دانند. حتی اخیرا معدودی شان اظهار ندامت و پشیمانی کرده اند تا شاید مورد بخشش! آمریکا و قدرت های استعماری دنیا قرار گیرند. حاشا و کلّا. که این مسیر عاقبتی جز زبونی و خفّت ندارد. نه به آینده ای که برای خود متصوّر هستند می رسند و نه گذشته ای برای خودشان باقی می گذارند. که شیطان به ابناء خویش وفادار نمی ماند.

نقل است که بعد از حکمیت، یکی از افرادی که امام علیه السلام را وادار به صلح کرده بود، نادم و پشیمان پیش امام آمد و گله کرد که: ای علی، ما نفهمیدیم و اشتباه کردیم، شما چرا قبول کردید؟ در نهج البلاغه آمده ست که امام به پشت دست ش می زند که:

 هذا جزاء من ترک العقده.

این سزای کسی ست که بر عقیده ش استوار نباشد.

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا

مشاهده 2681 مرتبه